زبانحال حضرت زهرا در شهادت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
شاعر : محمد جواد شیرازی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع
قالب شعر : مثنوی
ای کـوکـب نــورانی اقــبــال زهــرا بعد از تو بابا وای بر احـوال زهـرا
درد یـتـیـمـی مـرا فیالـفـور حل کن مثل گـذشـته دخـتـر خود را بغـل کن
دلسـوزِ غـمهـایت شدم یک عمر بابا اُم أبـیـهـایـت شـدم یـک عــمـر بـابـا
یک عمر بر اینگونه داغی برنخوردم قـرآن بـخـوان قـدری برایم تا نمردم
بر وصلههای چادرم که دوست داری بابا قسـم خـوردم نگـویی رهـسپاری
قدری نگاهـت را به چـشمانم بیانداز بنشین… برایت نان تازه میپزم باز
این نانـجـیـبی که لَیَـهجـُر گفت اینجا خیلی غضب دارد، بدش میآید از ما
پـیـشم بمـان تا حـرمـتم محفوظ باشد کـاشـانـۀ پُـر بـرکـتـم مـحـفـوظ بـاشد
از غـربت حـیـدر، نمـردن درد دارد با بار شیشه، ضربه خوردن درد دارد
بـابـا بـمـان تا دخـتـر تـو پـر گـشـاید یک ماه دیگر صبر کن، محسن میآید
با رفـتـنت وای از من و از آه سـیـنه کارم فقط گریه است دیگر در مدیـنه
|